غرب اقيانوس اطلس پيش رفت‌، سپس عازم شمال شد و سرانجام از يك مسير شمالي به‌ آسيا بازگشت‌.
اوج بيماري در هر نقطه حدود چهار تا شش ماه بود و به‌ندرت كم يا بيش از آن‌. هرجا و هر وقت كه بيماري در زمستان شيوع مي‌يافت به شكل ريوي بود و در بهار به شكل خياركي‌. امروز مي‌دانيم كه بيماري توسط كك و موش منتشر مي‌شود، ولي در آن هنگام كسي به آنها مظنون‌ نمي‌شد و از اين رو پيشگيري ناموفق بود، مگر در مواردي كه پاكيزگي هر نوع انگلي را دور مي‌ساخت و جداسازي بيماران سرايت آن را محدود مي‌كرد. حمله‌ٴ بيماري هميشه ناگهاني و شديد بود و كشتار اوليه زياد، ولي چگونگي پيش‌رفت همه‌گيري‌ِ بيماري در اين مورد هم مانند ساير موارد، يا مثل آتش‌سوزي‌هاي بزرگ اغلب گاه‌گير بود. برخي نقاط خيلي زيادتر آسيب‌ ديدند، در حالي كه جاهاي ديگر در همان همسايگي‌، به‌طور مرموزي مصون ماندند. ظاهراً اين‌ عقايد قديمي مربوط به آب و هوا را تأييد مي‌كرد، كه هواي برخي جاها به‌طور طبيعي سالم‌تر بود. البته ويژگي‌هاي اقليمي ممكن است موجب تخفيف بيماري شود، ولي مي‌توان تصور كرد كه غالباً تخفيف و انحراف مسير بيماري‌ها تصادفي بود، يا علت آنها بغرنج‌تر از آن است كه بتوان دريافت‌.
در اين‌جا موردي ندارد پيش‌رفت بيماري را به تفصيل شرح دهيم‌، داستان كامل آن بسيار دراز است و درك درستش به ترسيم جدول‌ها، نمودارها و نقشه‌هايي نياز دارد. اطلاعات معتبر بسيار زياد و متنوع است‌، و نه‌تنها مجموعه‌اي از رساله‌هاي اختصاصي طاعون را داريم كه در زير فهرستشان آمده‌، بلكه اطلاعات زيادي هم در تاريخ‌ها و آثار ادبي بسياري ملل مي‌توان يافت‌. ذكر چند نمونه‌اي كافي است‌.
اول از مآخذ عربي آغاز مي‌كنيم‌. ابن‌بطوطه نه‌تنها به واقعه‌ٴ ماتهورا1، بلكه به بسياري نقاط ديگر هم اشاره مي‌كند. او در دسامبر 1348 در قاهره و فسطاط، در غزه‌، حمص و بيت‌المقدس‌ شاهد شيوع بيماري بوده‌است‌. ابن‌خلدون در شرح حال خودش كه يازده سال پيش از مرگ‌ نوشته مي‌گويد كه پدرش از طاعون سال 749 ه ق (1348/ 1349 م‌) در تونس مرد و در مقدمه‌ گزارشي از طاعون مي‌دهد كه به‌خاطر اختصار و قوي بودنش ترجمه‌ٴ آن را عيناً مي‌آوريم‌:
 ((در نيمه‌ٴ اين قرن‌، يعني قرن هشتم در شرق و غرب‌، اجتماع بشر دستخوش طاعون‌ (وباي‌) مرگباري شد، كه در بسياري از نواحي جمعيت‌هاي كثيري از ملت‌ها را از ميان برد و بسي از نژادها و طوايف را منقرض كرد و اكثر زيبايي‌هاي اجتماع و تمدن را نابود ساخت و روزگار پيري دولت‌ها و رسيدن به آخرين مرحله‌ٴ آنها را فراز آورد. از اين رو، حمايت و سايه‌ٴ دولت‌ها را كوتاه كرد و حدود آنها را در هم شكست و قدرت آنان را به


1. ماتهورا شهري است در غرب ايالت اوتارپرادش هند بر كناره‌ٴ رود جمنا. ــ و.